موفقيت‌هايمان را نتيجه حمايت‌ها و....
31 بازدید
موضوع: ارتباطات
مصاحبه کننده : فصلنامه ره آورد نور
محل مصاحبه : مرکز تحقیقات‌ کامپیوتری‌ علوم‌ اسلامی‌‌
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : 1393/3/4

اشاره

آنچه در ذیل می خوانید حصل گفتگوی ره آورد نور با جناب آقای ابولقاسم احمدی نژاد مدیر بخش فرهنگ عمومی معاونت پژوهشی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است که به مناسبت بزرگداشت بیستمین سال تأسیس مرکز آماده شده است.

♦ لطفاً ضمن معرفي خودتان، در مورد پيشينه حضورتان در مرکز صحبت کنيد.

◊ بنده احمدی نژاد هستم و در اسفند يا بهمن‌ماه سال 1374 وارد مركز شدم و در اول فروردين‌ماه سال 75 به صورت رسمي در بخش گزينش نيروها مشغول به كار شدم.

 گفته می‌شود كه از ابتدای ورود مرکز در جریان کم و کیف بحث اينترنت بوده‌اید. چه سالی بود و چطور شد که وارد این کار شدید؟

◊ در سال 77 بود که آقاي شهرياري بنده را خواستند و در مورد اينترنت با من صحبت كردند. حقيقتش اين بود كه من به طور خيلي خلاصه اينترنت را مي‌شناختم؛ حتي صفحه‌هاي اينترنت را نديده بودم و قبل از اين‌كه بخواهم وارد اين بحث شوم، آقاي دكتر شهرياري به من پيشنهاد دادند بياييد و اينترنت را به صورت مفصل‌تر در مركز مطالعه کنیم. اين کار در معاونت فني تعريف شده بود؛ يعني آقايان مهندس فرجيان، مينايي و آسياباني زحمت‌هاي اوليه را كشيده بودند و اين نبود كه ما اينترنت را نداشته باشيم. فقط بحث اصلي اين بود كه اينترنت چه پديده‌اي است؟ يك پديده فني يا يك پديده تحقيقاتي است یا اطلاع‌رسانی؟ اين مبدأ و مبناي بحث‌ها بود.

چه تصوری از اینترنت برای خود شما و قشر تحصیل‌کرده جامعه متصور بود؟

◊ در واقع، بنده و برخي از دوستان اينترنت را بيشتر يك مقوله اطلاع‌رساني و پژوهشی و نه يك مقوله فني می‌دانستیم؛ اما دوستان فني بر اين باور بودند كه يک مقوله فني و تخصصی  است كه بُعد اطلاع‌رساني مشخصه دومش است. در آن زمان چون هنوز بحث اینترنت مبهم بود، آقاي دكتر شهرياري كه با من صحبت كردند، به اين گرايش پيدا كردند كه ما بياييم فعلاً بُعد تحقيقاتي و اطلاع‌رساني کار را قوي كنيم تا ببينيم در آينده چه مي‌شود. ما هيچ تصور روشني از پدیده اينترنت نداشتيم و روشن‌ترين و خيال‌پردازترين تصورات هم باز ساده‌ترين تصدیق‌های امروز است. الآن که ابعاد اینترنت روشن شده است، اين را مي‌گویم؛ نه آن موقع. در آن سال فكر مي‌كرديم كه اينترنت مثل برنامه‌های يک سي‌دي خواهد بود؛ فكر نمي‌كرديم با اين شتاب جهان و ايران را در بر بگيرد و حدس نمي‌زديم كه آینده‌اش چطور خواهد بود. طبيعتاً، کاربران کامپیوتر و خصوصاً مردم هم تصور روشنی از اینترنت نداشتند؛ حتی فرهیختگان و تحصیل‌کردگان نيز درباره ماهیت و کارکردهای آن می‌پرسیدند.

وضعیت اینترنت در قم از نظر زیرساخت‌ها و ارتباط و اتصال با شبکه چگونه بود؟

◊ در قم سال 1377 اینترنتی نبود و فقط مخابرات اينترنت داشت كه از نظر زيرساخت فني هم ما براي اين‌كه اينترنت داشته باشيم، مجبور شديم به نزديك مخابرات، يعنی خیابان 19دي برويم و يك ساختمان در همان نزديكي بگيريم. آقاي دكتر عارف به عنوان معاون رئيس جمهور وقت براي افتتاح ساختمان اینترنت مرکز آمدند و دیدند که ما در آن موقع با مشكلات بسياری از نظر فنی و زیرساخت روبه‌رو هستیم؛ سرعت خط بسیار پایین بود و زيرساخت‌هاي فني آماده نبود. در قم فقط مركز ما و مؤسسه دانافجر بود كه مقداري در این زمینه كار ‌كرده بود و باقي مراكز از جمله دفتر تبليغات هنوز وارد دنياي وب نشده بودند و از اين لحاظ ما قدم  نهادن در محيط وب را براي خودمان يك افتخار مي‌دانستيم.

برای برپاییISP  نور با چه چالش‌ها و مشکلاتی روبه‌رو بودید؟

◊ در واقع، چند تا مشكل داشتيم؛ يكي اين‌كه بستري كه ما فراهم كرديم، در شهر مقدس قم بود و حساسيت‌هاي فرهنگي قم بيشتر از شرايط مذهبي بود و اين حساسيت‌ها مانع كار ما بود. دوم این‌که در نهاد روحانيت مشغول بوديم و با توجه به اين‌كه در کسوت روحانيت بوديم، حساسيت بيشتر بود و مهم‌تر این‌که زير نظر دفتر رهبري قرار داشتيم و اين باعث مي‌شد كه حساسيت‌ها بسيار باشد. از اين رو، خيلي از مسائل كلي و جزئي را زیر نظر داشتيم و دقت می‌کردیم تا كوچك‌ترين خطايي نداشته باشيم. در آن مقطع، به دليل اين‌كه کنترل و نظارتي روی اینترنت نبود، در جستجوها يك باره مواردي ظاهر می‌شد كه انتظارش را نداشتیم؛ مواجه با تصاویری که دور از شأن روحانیت و قم بود. شما تصور كنيد فرد یا افرادی حضور دارند و شما مشغول توضیح اينترنت برای آن‌ها هستيد و به يكباره در مقابل تعجب‌انگيزترين صحنه قرار ‌بگيرند؛ آن‌ هم در قم و در حضور یک روحانی و در اولین برخورد با مقوله اينترنت. واقعاً وضعیت دشواری بود و ما در مقطعي بهت‌زده شديم. بديهي است براي جامعه‌اي كه آمادگي چنين پديده‌اي را نداشته، اين امر باعث بهت‌زدگي شود؛ اما كم‌‌كم به خودمان آمديم كه ما هم خيلي چيزها داريم تا در این شبکه جهانی عرضه کنیم. به همين جهت، به اين فکر افتاديم كه منابع اسلامي را وارد اينترنت كنيم. پس تصمیم گرفتیم كه فقط دانلود نكنيم و آپلود، یعنی عرضه اطلاعات هم داشته باشيم. از اين رو، به دسته‌بندي مطالب و اطلاعات مورد نظرمان روي آورديم. آن زمان از نظر فرهنگي و نرم‌افزاری اطلاعات و علوم حوزوی و اسلامی مورد نظر ما آماده و طبقه‌بندی شده نبود و اين مسأله هم بیشتر به جهت عدم شناخت حوزه از اين امر بود؛ يعني حوزه علميه هيچ نيازي به اينترنت احساس نمي‌كرد.

شما الآن تصور كنيد كه اين همه اقبال به اينترنت صورت گرفته، اين همه سايت وجود دارد‌، سؤال‌ها و جواب‌هاي اينترنتي رواج يافته و چقدر تالارهاي گفتگو و شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ وجود دارد؛ در حالي كه در آن سال‌ها اين قدر مظلوم بوديم؛ به طوري كه به آقايان مي‌گفتيم كتاب‌هایتان را بدهید تا ما آن‌ها را آماده کنیم و در اينترنت بگذاریم، اصرار مي‌كرديم كه مجله‌تان را رایگان در اینترنت قرار مي‌دهیم و براي راضي كردن آنان رفت و آمدهاي بسياري هم می‌کردیم، ولي صاحبان آثار همراهی نمي‌كردند و نمي‌پذيرفتند. بسیار فکر می‌کردیم كجاي كارمان اشتباه است كه نمي‌توانيم آقايان را قانع كنيم و حال آ‌ن‌كه این همه اطلاعات در حوزه و قم داریم و بستری نيز به نام اينترنت فراهم شده تا همه اطلاعاتشان را عرضه کنند.

خدا را شكر كه خود آقايان كم‌كم قانع شدند و آمدند و وارد اينترنت شدند، اين فضا را شناختند و خودشان اقدام كردند. جاي خوشحالي دارد كه زود خودشان را با اين محيط وفق دادند. بعضی وقت‌ها بحث مي‌شد كه شاگردان یا فرزندان علما و مراجع، بعضي مواقع مانع یکسری اقدامات و انتقال اطلاعات به آقایان می‌شوند. به نظر من در بحث تكنولوژي و اینترنت شاگردان و فرزندان آقايان اين‌ها بيشترين نقش را در فرهنگ‌سازی و استفاده از شبکه جهانی داشتند و در بیشتر موارد خود شاگردان باعث شدند كه آقايان به اين نياز برسند؛ مثلاً از طرف شاگردانشان درخواست مي‌شد كه علما و مراجع عظام درس‌ها، نظرات و استفتائات خويش را در اینترنت بگذارند تا در دسترس همه قرار گیرد؛ به عنوان مثال، خود ما از طرف مقلدان مقام معظم رهبري تحت فشار واقع مي‌شديم كه چرا استفتائات آقا را در اينترنت نمي‌گذاريد. از اروپا يا آفريقا فشار مي‌آوردند كه شما انسان‌هاي بسيار سهل‌انگاري هستيد؛ چون رهبر در اين جاها مقلد دارند، ولي هيچ‌گونه دسترسي اينترنتي به نظرات ايشان ندارند؛ چرا اقدامی نمی‌کنید و سایتی طراحی نمی‌کنید. در اين‌جا بجا است كه از آقاي دكتر شهرياري تشكر كنم. ایشان زماني به من گفت كه بياييم برای مقام معظم رهبری يک پايگاه بزنيم که با مخالفت روبه‌رو مي‌شد؛ به اين معنا كه دوستان می‌گفتند اين قضيه بايد راهكارهایش مشخص باشد؛ زيرا حساس است و شايد حضرت آقا خودشان راضي نباشند. يادم هست كه آقاي دكتر شهرياري فرمودند: من براي آقا پايگاه‌ مي‌زنم. هر كس مي‌خواهد برخوردي كند، با من برخورد كند. از اين رو، با آقاي مروي مسئول دفتر استفتائات آقا هماهنگي كرديم.

به هر حال، پس از گرفتن موافقت، در قدم اول، استفتائات آقا را روي اينترنت گذاشتيم. در مدت زمان خيلي كم، آن‌قدر از اين پایگاه استقبال شد كه دفتر آقا با حجم وسيعی از ايميل مراجعان و مقلدان روبه‌رو شد. در سال 1378 بود كه اولين پايه‌ها را گذاشتيم و استفتائات آقا را الكترونيكي و سؤال و جواب‌ها را اینترنتی کردیم. بعد از اين بود كه انبوهي از نامه‌هاي تشكر آميز از تمام دنيا آمد. این اولین گام بود که ما برای دفتر آقا در اینترنت برداشتیم. از اين طرف مي‌خواهم بگویم كه اگر دورانديشي خود حضرت آقا نبود، ما امروز این‌جا نبودیم. بنده فکر می‌کنم شاید آقا وقتي كه مركز را بنيان گذاشتند و تأسيس كردند، اين‌جاها را مي‌ديدند و اگر اين مركز نبود، ما وارد اين فضا نمي‌شديم.

يكي از جهاتي كه این مطالب را می‌گویم اين است كه مي‌خواهم فضاي آن موقع را توضيح بدهم. الآن شما مي‌بينيد كه از طرف آكسفورد و جاهاي ديگر مي‌آیند و براي سایت مجلات تخصصي نور درخواست پذيرش می‌دهند و می‌خواهند مشترک شوند. يادم هست كه سال 78 كه مي‌خواستيم مجلات را در اينترنت عرضه کنیم، از طرف صاحبان مجلات نهي مي‌شديم. ما  با چند تا از مجلات مثل معرفت و پاسدار اسلام شروع كرديم و با اين چند تا مجله، خود من چندان راغب نبودم. به دكتر شهرياري مي‌گفتم كه اين كار خيلي علمي نيست؛ ولي ايشان مي‌گفتند شما بعداً متوجه مي‌شويد كه اين كار ثمره‌اش چقدر است. 10 سال بعد ثمره‌اش را ديديم. اين طرح مختص آقاي شهرياري بود كه متأسفانه جایي گفته نشده كه آقاي شهرياري آمدند، پای كار ايستادند و بر خلاف بعضي از دوستان كه موافق نبودند، قضيه را دنبال كردند و الآن مي‌بينيم كه مثلاً پايگاه حوزه نت اکنون به عنوان پايگاه برتر در زمینه محتوا و سایر جهات معرفي شده است. پايگاه حوزه قبلاً در محيط بی. بي. اس که شبکه ابتدایی بود، مطرح مي‌شد و بعد كه اینترنت فراگیر شد و وارد فضاي وب شديم، واقعاً پي‌گير كارهاي اين پايگاه بودند. و در نهايت، در سال 1388 پايگاهي مثل حوزه نت به عنوان پايگاه برتر ديني معرفي ‌شد. الآن وقتي از طرف آكسفورد و بقيه دانشگاه‌ها مثل كمبريج مي‌آیند و در پايگاه مجلات تخصص نور عضو می‌شوند، در واقع به نظر بنده اين‌ها همه نتيجه حمايت‌هاي مديريتي، تيزبيني و تدبير علمي آقای دكتر شهریاری بوده است.

چه کارهایی برای آشناسازی و فرهنگ‌سازی در زمینه اینترنت و شناسایی مخاطبان این شبکه انجام دادید؟ و در آن زمان چند مرکز خدمات‌دهی اینترنتی در قم بود؟

◊ در آغاز كه شروع كرديم، اولين مخاطبان ما دوستانی بودند كه در حوزه و دانشگاه مي‌خواستند پايان‌نامه بنويسند؛ مثلاً در رشته اقتصاد از دانشگاه مفيد و يا از طرف دانشگاه آزاد كه خيلي به ما مراجعه مي‌كردند. بعد از اين‌كه توانستيم پايان‌نامه‌ها را پشتيباني كنيم، كم‌كم اقشار ديگري از جامعه‌ هم به ما رجوع کردند و پژوهشگران در رشته‌هاي مختلف آمدند و وارد بانك اطلاعات شدند. اولين بانك اطلاعات اینترنتی را ما در قم راه‌اندازي كرديم و سي‌دي‌هاي دانلود شده از پايگاه‌هاي قرآني، پايگاهاي اسلامي و كتاب‌هاي اسلامي در اینترنت به همت شبكه نور توليد شد. بعد از اين‌كه توانستيم پايان‌نامه‌ها را پشتيباني كنيم، خوشبختانه فرهیختگان جامعه حوزوي و دانشگاهي كم‌كم راغب شدند و آمدند. بعد هم اين قضيه عموميت پيدا كرد و حتي خانواده‌هاي طلاب هم آمدند و ما آن موقع، كاري كه مي‌كرديم اين بود كه به اقشار جامعه آموزش‌هاي رايگان مي‌داديم تا فرهنگ‌سازی شود. در اوايل خيلي بر ضد اينترنت تبليغ می‌شد كه اينترنت یک مقوله غربي و ضد ديني است، تصاوير و فيلم‌هاي مستهجن دارد و كسي كه وارد آن ‌شود، جهنمي است. براي اين‌كه بگوییم در اينترنت موضوعاتي همچون: قرآن، كتاب‌هاي اسلامي، اصول عقايد، كلام، دعا، مداحي و مباحث مربوط به امام زمان(عج) هم وجود دارد، خيلي سعي كرديم.

برای ترغيب دانشجويان و طلبه‌ها می‌گفتیم شما بياييد در مورد امام زمان(عج) مطلب بگذاريد. اگر آن‌ها در مورد مسيحيت مطلب می‌نویسند و منتشر می‌کنند و يا مطالب ضد دين مي‌گذارند، شما هم بياييد مثلاً در مورد قرآن و يا تفسير آن مطلب بگذارید. به هر حال، این تبلیغات و گفتگوها تأثیر مي‌كرد و کم‌کم کارهایی انجام مي‌شد. فقط در آغاز كار چون کمی بحث آشنایی با زبان انگلیسی مطرح بود، با عدم استقبال عده‌اي مواجه بوديم. يكي از جنبه‌های هجوم فرهنگي همین غالب كردن زبان انگليسي بر کشورها است؛ چنانكه چینی‌ها مقاومت نمودند و زبان چيني را وارد اینترنت کردند و اولين مترجم انگلیسی به چینی را گذاشتند و گفتند نمي‌گذاریم كودكانمان با زبان انگليسي کار کنند. اما در ايران چون برخي افراد در جامعه با زبان انگليسي آشنا بودند، مقداري جبران مي‌شد و كم‌كم سايت‌هاي عربي و فارسي زياد شدند و استفاده از اينترنت هم عمومی‌تر شد.

در قم دو یا سه آي. اس. پي (ISP) مطرح بود و ما ميزبانی بعضي از پايگاه‌ها را هم داشتيم، مانند: بوستان كتاب، مسجد جمكران و بعضی از دانشگاه‌ها كه يكي يكي آن‌ها را معرفي مي‌كرديم. در آغاز، صفحه وب یا هوم پیج داشتيم و حتي سايت هم نداشتيم و با همان سروري كه خودمان داشتيم، همه را پشتیبانی مي‌كرديم. اندك‌اندك نهادها شروع به گرفتن سرور مخصوص به خودشان در كشورهايي چون: آمريكا، كانادا، آلمان و يا چين نمودند و هر كس براي خودش سروري را فراهم كرد؛ ولي در آغاز امر ما بوديم كه به جهت مسائل امنيتي از آن‌ها پشتيباني مي‌كرديم؛ چون دوستان ما در بخش فني مطالعات خيلي خوبي درباره امنيت شبكه داشتند.
اولين سايتي كه مركز راه‌اندازي كرد، نورنت بود و بعد از آن، حوزه نت و نورسافت تأسیس شد. سپس نورمگز را راه‌اندازي كرديم و زماني كه وارد سال امام علي(ع) شديم، پايگاه امام علي(ع) را پشتيباني كرديم و همين طور سایت‌های متعددی را میزبانی کردیم و کم‌کم پايگاه‌هاي ديگر مركز تأسیس شدند.

در آن زمان چه تصور و چشم‌اندازی از اینترنت داشتید؟

◊ خيال‌پردازانه‌ترين چشم‌اندازهاي ما در آغاز راه، مي‌توانم بگویم كه الآن ساده‌انگارترين چشم‌انداز است. در واقع، سرعت فراگیری اينترنت را حدس هم نمی‌زدیم، مثل كسي كه در يك واگن قطار باشد و در بیرون از واگن نيز قطارهاي ديگر در همه ريل‌ها در حال حركت باشند. ما هيچ مقياس ثابتي نداشتيم تا بتوانيم سرعت خودمان را بسنجيم كه با چه سرعت شگفتي در حال حركتيم. وقتي در معاونت شبكه جهانی نور بوديم، چون مدام كار اينترنتي مي‌كرديم، اصلاً متوجه فضاي بيرون نبوديم و واقعاً مجذوب اينترنت شده بوديم؛ به عنوان فضایي كه مي‌توانيم مطالب خود را در آن عرضه كنيم. وقتي مي‌ديديم اين همه منابع و محتواي غني اسلامي و جود دارد که انباشته شده و هيچ چيز از آن‌ها عرضه نشده، مدام شروع به كار مي‌كرديم تا آن‌ها را به اینترنت وارد کنیم. اصلاً متوجه گذر زمان نبوديم. زماني كه از معاونت شبكه جهانی نور بيرون آمدم، متوجه شدم كه در آن زمان چه كارهاي ارزشمندي را انجام داده‌ايم. اگر بگویم تقریباً بيشتر مدت شبانه‌روز را به كار مشغول بودم، اغراق نكرده‌ام؛ ساعت 7 صبح از منزل بيرون می‌آمدم و ساعت 12 شب به منزل برمي‌گشتم؛ چون كارمان زياد بود و با مسائل متفاوتي نيز روبه‌رو بوديم. به دليل سرعت غير قابل تصور فراگیری اينترنت در جامعه، هيچ‌گاه نتوانستيم چشم‌انداز مناسبي را ببينيم و اين طبيعي بود؛ چون تا می‌خواستیم برای ایجاد پایگاه‌ها برنامه‌ریزی کنیم، وبلاگ‌ها مطرح می‌شدند و تا می‌خواستیم برای آن‌ها طرح و نقشه‌ای داشته باشیم، انجمن‌ها ظاهر می‌شدند و تا انجمن‌ها را بررسی می‌کردیم، چت‌روم‌ها جلوه مي‌نمودند و تا مي‌خواستيم آن‌ها را مطالعه کنیم، شبکه‌های اجتماعی پديد می‌آمدند. از طرفی نيز بحث فیلتر مطرح بود که ما به عنوان یک سرویس دهنده وب باید خیلی از سایت‌ها را که منحرف و فاسد بودند، فیلتر می‌کردیم و این قضيه خود یک مقوله پیچیده و فرسایشي بود که بايد هر ساعت سايت‌ها کنترل می‌شد. به هر حال، ابعاد اینترنت خیلی وسیع‌تر از آن است که کسی بتواند در اوايل امر تصورش را بکند.

راز موفقيت، ماندگاري و پيشرفت مركز را در چه مي‌دانيد؟

◊ مرکز يك شجره طيبه است كه با اخلاص بنا گذاشته شده است. ما نيروهاي بسيار خوبي داشتيم. اصل بناي اين مركز با اخلاص و تفكر بوده است. نيروهايي كه آمدند، نيروهاي خيلي خوبي بودند و من کمتر مجموعه‌اي را سراغ دارم كه به پاكي، توانمندي و تعهد بچه‌هاي مركز باشد. خوشبختانه تمام بچه‌هاي خوب مركز، چه آن‌هایی كه در مركز هستند و چه كساني كه به هر علتي از مركز رفتند، در نهادهاي حوزوي منشأ خير و بركت شدند و در بخش‌های فناوري اطلاعات و در جاي‌جاي حوزه جايگاه دارند. الآن اگر نگاه كنيد، به نظر بنده خیلی از دوستان مرکز سرمايه‌های مملكت هستند.

مركز با درايت توانست جايگاه خودش را با توجه به این‌که تحت اشراف دفتر رهبری بود، تثبیت کند. اين‌كه مجموعه‌ای، هم در زمینه فنی و تخصصی و هم در زمینه پژوهشی و تولید علم، بتواند مطرح شود، این به دليل اخلاص دوستان بود.

مركز واقعاً نقش خودش را خوب انجام داده و ما در بسياري از برهه‌ها به كمك حوزه علميه آمديم؛ يعني اگر مركز نبود، حوزه علميه در اينترنت گم شده بود. اگر مركز نبود، در بخش نرم‌افزار علوم اسلامي اين همه متون غني شده را از كجا مي‌خواستيم بیاوریم. اگر مركز نبود، در بحث‌ تجربه‌های داده‌‌ورزی و داده‌کاوی اسلامی این همه اطلاعات و اندوخته‌ها که الآن به صورت آکادمیک در حال جمع‌آوری است و به اين سو مي‌رود که در این زمینه دانشكده تأسیس شود، اين‌ها از كجا فراهم می‌شد، از کجا چنين محتوایي به دست می‌آمد، چگونه مي‌خواست تدريس شود و استادش از كجا مي‌آمد. این‌ها از برکات و گنج‌هاي اين مركز است. اين گنج‌ها را بايد پاس بداريم و از آن استفاده كنيم.

در اين‌جا مناسب است كه به نكته‌اي متذكر شوم و آن اين‌كه بايد قدر نيروهاي قديمي هم دانسته شود. در اين شتاب به سوي جلو ما نبايد تجربه‌هاي مركز را از دست بدهيم. دوستاني كه به هر علت در مركز نقشي داشتند و سال‌ها در مركز زحمت كشيدند، این‌ها سرمایه‌های معنوی مرکزند. بنده فكر مي‌كنم كه مرکز هر كدام از نيروهاي قديمي‌اش را از دست بدهد، بخشي از سرمايه گران‌بهاي خويش را از دست داده است. اگرچه دوستاني كه از مركز رفتند، در جاهاي ديگر منشأ خير و بركت هستند، اما به هر حال این‌ها سرمايه‌های مرکز هستند و در واقع، اين مركز هست كه محروم مي‌شود.

چند نمونه از خاطرات خود را در طول مدت مسئولیت‌تان در حوزه اینترنت مركز بیان فرمایید.

◊ اولين نمایشگاهی كه رفتيم، نمايشگاه كتاب بود. رفتيم تا در آن‌جا اينترنت قم را به عنوان شبکه اينترنت نور نمايش دهيم. دانشجوياني كه آمدند، اولين بار بود كه مي‌ديدند چند روحاني با لباس طلبگي پشت كامپيوتر نشسته‌اند و با حالت خنده به هم مي‌گفتند تو برو سؤال کن، و آن يكي مي‌گفت تو برو از حاج آقا سؤال كن! فكر مي‌كردند اگر سؤال كنند، من چيزی نمي‌دانم. بالاخره یکی از آن‌ها جلو آمد و با حالت خنده از من سؤال كرد كه حاج آقا اينترنت چيست؟ من چون مطالعاتی داشتم، تعريف كردم و برایشان توضیح دادم. آن موقع، موتور جستجویی که دانشجويان می‌شناختند، ياهو بود. من علاوه بر آن، موتور جستجوی مقالات علمي را هم برایشان شرح دادم و فرق موتورهای جستجو با يكديگر را نيز برايشان به‌خوبي توضیح دادم. این دانشجو وقتي دید فضا متفاوت است، دوستان ديگرش را هم صدا كرد و گفت: بيایيد حاج آقا بيشتر از ما مطلع است. سپس فهرستي را كه از دانشگاه‌ها و سايت‌هاي خوب شناسایی کرده بوديم، به آن‌ها معرفي كرديم و دفترچه راهنما هم به آن‌ها داديم. بعد گفتند: حاج آقا ما شرمنده شديم؛ فكر نمي‌كرديم يک طلبه بتواند اينترنت را اين گونه توضيح دهد.

خاطره ديگر این‌که يك روز صبح متوجه شدم كه سايت‌هاي حوزه نت، امام علي(ع) و ولايت كه متعلق به رهبر بود، همگي مورد دستبرد قرار گرفته و هک شده و ايميل و پسورد ما را دزديده‌اند. شما نمي‌توانيد تصور كنيد كه در آن موقع به بنده و دوستان شبكه چه شوك بزرگي وارد ‌شد. به‌سرعت دست به کار شدیم و دوستان ما تمام وقت تلاش کردند و به لطف خدا مشکل حل شد.

بیست سال تلاش مرکز را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

◊ مسلماً ارزیابی ما مثبت است. بنده فكر مي‌كنم كه فشارهايي كه مسائل بودجه بر مركز وارد آورده، مشکلاتی را ممکن است ایجاد کند. شما مي‌دانيد از نظر پرسنل در مضيقه هستيم و چارتي كه تهران براي ما تعیین كرده، چارت محدودي است؛ ولي با اين همه كار خود را ادامه می‌دهیم. الآن يكي از اموري كه دشمن برای براندازی نظام اسلامی تمسك كرده، شبكه‌هاي اجتماعي و اينترنت است. چه جايي اصلح و بهتر از مركز تحقيقات است كه بودجه در اختيارش بگذاریم تا وارد فضاهاي جديد اينترنت شود. ما اذعان داريم كه می‌توانیم از كيان جمهوري اسلامي دفاع نماييم و از ولايت حمايت كنيم. به نظر من مركز با توجه به فشارهايي كه از نظر بودجه و كمبودها داشته، خيلي خوب حركت كرده است. بنده معتقدم كه خيلي خوب حركت كرده‌ايم و هميشه جناب آقاي دكتر شهرياري، معاونين محترم و از همه مهم‌تر كارمندان بدنه خيلي خوب كار كردند و با همه سختي‌ها و كمبودها ساختند. به‌يقين، عرض مي‌كنم كه اگرچه حتماً دوستان با كار در جاهاي ديگر حقوق بهتري مي‌توانند بگيرند، اما به هر حال، همكاران به عشق آقا و رهبرشان اين‌جا مشغول هستند و دوست دارند در اين فضا تنفس نمايند و کار کنند؛ هرچند با حقوقي کمتر.

البته به نظر اينجانب مركز از چند جهت نیازمند بازبینی است؛ از جمله در خصوص منابع انساني،‌ هم‌اينك نيازمند يک بازنگري و جهش هستيم؛ يعني بايد نيروهایمان را بیشتر مورد توجه قرار دهیم؛ هم از جهت به‌ روز رسانی علمی و فنی و هم از نظر مالي و امكانات رفاهي. به نظر بنده الآن وقت آن است كه انگیره‌های معنوی را که نيروهايمان براي آن كار انجام می‌دهند، بیش از پیش احیا کنیم. نبايد بگذاريم از قوت انگيزه نيروها كم شود. اين خطري است كه ما حتماً بايد به آن توجه كنيم. البته مركز در آن اهدافي كه داشته موفق بوده است و يکسري اشكالات هم كه از نظر ساختار و چارت تشكيلاتي هنور داريم، بايد رفع شود. از جمله اين‌كه روابط عمومي و سخنگوی مناسب نداریم و همين امر باعث شده كه اين همه موفقيت‌ها و دستاوردهای مرکز ناگفته بماند. ما تبليغات را دست كم مي‌گيريم؛ در حالي كه دوستان و همكاراني كه در امر تبليغات و ارتباطات هستند، دوستاني كه در سایت نورسافت يا در مجله ره آورد نور هستند، بايد واقعاً به آن‌ها اهميت بدهيم و كارشان برایمان مهم باشد تا تصور نکنند كه در كار فرهنگی و تبلیغاتی که انجام می‌دهند، عنصرهاي درجه دو هستند.

در مرکز چه مسئولیت‌هایی داشته‌اید و در حال حاضر چه سمتي داريد؟

◊ نخستين مسئوليتم اين بود كه مسئول گزينش بودم. بعد در سمت معاونت اينترنت مشغول به كار شدم و مدتي هم مدير سازمان كامپيوتر نور بودم و از سال 75 تا اوايل امسال نيز عضو شوراي معاونين بودم. البته كارهاي جانبي ديگری هم داشتم، مثل عضویت در شوراي سياست گذاري و در حال حاضر نيز در بخش فرهنگ عمومي معاونت پژوهشي به خدمت مشغولم.

اگر حرف ناگفته‌اي باقيمانده، بيان فرماييد.

◊ اميدوارم مركز اين كار را ادامه بدهد. ما در بخش عمومي و فرهنگي خيلي مي‌توانيم كار كنيم. بنده فضاي مركز، دوستان و همكاران، اعم از محققان و مهندسان را بسيار خوب مي‌بينم و به نظرم مركز بعد از اين هم پيشرفت خواهد كرد. بايد به سويي برويم كه کارها خيلي به افراد وابستگي نداشته نباشد. هر آن بايد آماده تغيير و تحول باشيم و اين طور نباشد كه به افراد وابسته باشيم؛ زيرا اين امر نشانه ضعف هر تشكيلاتي است. تشكيلات موفق آن است كه بر مدار افراد نچرخد.

آدرس اینترنتی